مرگش در سال 1388 سر اسقف ترير بود. اين رساله در 12 فصل است‌، 8 فصل اول درباره‌ٴ اصول و 4 فصل بعدي درباره‌ٴ اعمال كيمياست‌. از گل حكمت آرنولد ويلانووايي نام برده‌است‌. هدف از ستاره‌ٴ كيميا راهنمايي كيمياگران براي ماهرشدن در اسرار اين صنعت است (هم‌چنان‌كه‌ ستاره‌ٴ راهنماي مجوسان شرق در يافتن زادگاه مسيح بود). گرچه در آن اشاره‌هايي به ابزارهاي‌ كيمياگري (قرع‌، انبيق‌، غال‌) و اعمال آن وجود دارد كه حاكي از كار در آزمايشگاه است‌، ولي‌ بيشتر داراي جنبه‌ٴ عرفاني است‌.
شرح دامبلي بر اعمال ارتولانوس در سال 1386 براي همان سراسقف تأليف شده‌است‌.
دامبلي نه‌تنها از رساله‌ٴ اعمال كيميايي ارتولانوس (1385)، بلكه از بسياري مآخذ سنتي ديگر نام‌ مي‌برد، از قبيل هرمس‌، جابر، الفيديوس (؟)، تاج حكما1 و آرنولد ويلانوايي‌. رساله با اين اظهار آغاز مي‌شود كه براي ساختن اكسير چهار جسم لازم است‌، جيوه‌، گوگرد، زاج و شوره‌. آزمايش‌هاي ارتولانوس با زرنيخ و شوره نقل شده‌است‌؛ ارتولانوس نخستين عمل خود را در هفت روز به پايان رساند، ولي در هشتاد روز نتوانست آن را تكراركند و سپس‌، هفت سال‌ بي‌نتيجه كاركرد. ماجرا به نظر واقعي مي‌آيد و در آن كمتر از ساير اثرهاي كيميايي لفاظي به‌ چشم مي‌خورد، ولي در آن هم به مقايسه‌ٴ كيميا با فصول چهارگانه و سيارات و غيره‌ برمي‌خوريم‌. البته بدون مساعدت كواكب و رحمت الهي هيچ عملي را در كيمياگري نمي‌توان به‌ نتيجه رساند.

4. آلمان
ويماندوس

ويماندوس دو روفو كليپئو (روتشيلد). كيمياگر آلماني‌، كه احتمالاً در اواخر سده‌ٴ چهاردهم يا آغاز سده‌ٴ پانزدهم مي‌زيست‌.
او دو يا سه رساله در كيميا نوشت به نام شكوه جهان‌، توصيف همه‌ٴ مواد كاني و جامع اعمال‌ كيميا. مهم‌ترين آنها شكوه جهان است كه نسخه‌هاي زيادي از سده‌ٴ پانزده دارد و يكي از آنها (در سان ماركو) بخشي به آلماني و بخشي به انگليسي نوشته شده‌است‌. او از آلبرت كبير نام مي‌برد، ولي نه از آرنولد ويلانووايي‌؛ در عين حال از نامه‌اي ياد مي‌كند كه برنار تروايي به توماسوي‌ بولونيايي (وفات‌: 1384) نوشته ( ¿ يادداشت مربوط به توماسوي پيزايي‌).
شكوه جهان يك رساله‌ٴ كيميايي از نوع كاملاً اسرارآميز و جادوگرانه است‌. مثلاً در آن از


1. احتمالاً يك اثر عربي (مصري‌) از سده‌ٴ نهم يا دهم‌.